گالری مد
دانلود عکس گل زیبا , مدل مانتوهاى تابستانى سنتى , دانلود آهنگ نمیشه محسن یگانه , دانلود آهنگ سردرگم از سامان جلیلی , عکی گل , دانلودعکس بچه , دانلود آهنگ. بمان , دانلوداهنگ چته رفیق عاشق من , سایت مد , عکس گل قرمز
 
 
آرشيو مطالب

____________________
مطالب اخير

کشف 93 درصد تریاک جهان در ایران

ایرنا: نقش حزب سعد حريري در ناآرامي هاي اخير سوريه بنا به گزارش المنار

تلفات زلزله ژاپن از مرز 12 هزار نفر گذشت

4 سناریوی هدفمندی یارانه شیر

اخراج از بازی بخاطر نقاب! (عکس)

خبرهايي از سپاهان

بالاخره نحوه جديد پرداخت يارانه شير مشخص شد

ترمیم سلول های مغزی با داروهای ضد افسردگی

سفر وزيرخارجه ونزوئلا به تهران

تر و خشک را با هم نسوزانیم ؛ مداحی اهل بیت(ع) فضیلت است

سوريه كارشناسان سازمان ملل را نپذيرفت

ساختمان شگفت آور دبی! (عکس جالب)

10 سال بیمه بدهید، یک عمر مستمری بگیرید

براي رفع بوي بد بدن چه بايد كرد؟

حوادث جالب! (عکس)

نبیل العربی دبیر کل اتحادیه عرب شد

توضیحات معاون احمدی نژاد درباره دستگیری یکی از مقامات ارشد ریاست جمهوری

جمع‌آوری روزانه یک تا 5 میلیون نخ سیگار قاچاق در کشور

«وام شهريه» مشمول دانشجويان شاغل نمي‌شود

احضار سرپرست وزارت نفت برای ده‌ها كشته و زخمی و میلیاردها تومان خسارت

پول های کرش در جیب طنزنویسان عصرایرانی؟!

رئيس دفتر معاون ارتباطات و اطلاع رساني رئيس جمهور منصوب شد

نامه تشکر AFC به فدراسيون فوتبال و باشگاه‌های ایران

استفاده از ميدان مغناطيسي براي جلوگيري از حملات قلبي!

انهدام 330 باند قاچاق مواد مخدر

علی‌آبادی: برای اولین بار نظر ایران در اوپک پذیرفته شد

استيضاح صالحي يك بازي "برد برد " براي دولت است

توزیع شیر یارانه‌ای تا 15 تیر تمدید شد

كريمي و حقيقي سفيد امضا مي‌كنند اما

دستور احمدي نژاد براي برخورد با بانك هايي كه سود تسهيلات را بالا مي برند

آمریکا دست روی کرش گذاشت!

ممکن است فیس‌بوک "رفع فیلتر" شود

مقدار زمین لازم برای تحقق وعده 1000 متری احمدی نژاد

حکم دستگیری اعضای حزب‌الله صادر شد

افشاگری علی مرادی در تلویزیون

"يونسكو " قدس را به عنوان پايتخت اسرائيل معرفی کرد!

خطر در کمین داوطلبان کنکور 90 ؛ احتمال حذف 30 هزار نفر

فروزنده: انتقال كارمندان از تهران داوطلبانه است

ضرورت ‌استفاده از عينك و كلاه در تهران

گلواژه های ناب و پرمعنای زندگی

____________________
پیوند ها

<-LinkTitle->

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 




 
 
 

2017-07-22

مزایای جدید دولت برای کارکنان مناطق محروم


 

 

مناطق محروم

 

 

شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دستور العمل نحوه پرداخت فوق العاده های مناطق کمتر توسعه یافته و بدی آب و هوا را ابلاغ کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت،‌ براساس این مصوبه که به تایید رئیس جمهور نیز رسیده است کارمندان شاغل در مناطق کمتر توسعه یافته از فوق‌العاده مناطق کمتر توسعه یافته با توجه به ضریب محرومیت محل خدمت، بر مبنای حقوق ثابت و براساس بهره‌مند می‌ شوند.

معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور دستورالعمل نحوه پرداخت فوق العاده های مناطق کمتر توسعه یافته و با بدی آب و هوا را ابلاغ کرد.

بر اساس این گزارش، شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بنا به پیشنهاد معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری در اجرای بند(الف) ماده 68 قانون خدمات کشوری و به استناد به اختیار حاصل از جزء(ب) بند 11 ماده واحده قانون برنامه بودجه سال 1388 کل کشور، دستور العمل نحوه پرداخت فوق العاده های مناطق کمتر توسعه یافته و بدی آب و هوا را تصویب کرد.

فوق العاده کارکنان مناطق کمتر توسعه یافته

براساس این مصوبه که به تایید رئیس جمهور نیز رسیده است کارمندان شاغل در مناطق کمتر توسعه یافته از فوق‌العاده مناطق کمتر توسعه یافته با توجه به ضریب محرومیت محل خدمت، بر مبنای حقوق ثابت و براساس بهره‌مند می‌ شوند.

بر این اساس کارمندان شاغل در مناطق کمتر توسعه یافته با مشاغل تخصصی و با مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر با ضریب محرومیت پنج 13درصد، ضریب محرومیت شش 16درصد، ضریب محرومیت هفت 19درصد، ضریب محرومیت هشت 22درصد وضریب محرومیت 9 25درصد فوق العاده دریافت می کنند.

همچنین بر این اساس کارمندان شاغل در مناطق کمتر توسعه یافته با سایر مشاغل و با هر مدرک تحصیلی با ضریب محرومیت پنج 12درصد، ضریب محرومیت شش 14درصد، ضریب محرومیت هفت 16درصد، ضریب محرومیت هشت 18درصد وضریب محرومیت 9 20 درصد فوق العاده دریافت می کنند.

فوق العاده کارکنان مناطق با بدی آب و هوا

براساس این مصوبه کارمندان شاغل در مناطق بد آب و هوا از فوق‌العاده بدی آب و هوا با توجه به درجه بدی آب و هوای محل خدمت، بر مبنای حقوق ثابت و بهره‌مند می شوند.

بر این اساس کارمندان شاغل در مناطق بد آّب وهوا با مشاغل تخصصی و با مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر با درجه بدی آب و هوای یک 13 درصد، درجه دو 17 درصد، درجه سه 21 درصد و درجه چهار 25 درصد فوق العاده دریافت می کنند.

همچنین کارمندان شاغل در مناطق بد آّب وهوا با سایر مشاغل و با هرمدرک تحصیلی با درجه بدی آب و هوای یک 11 درصد، درجه دو 14درصد، درجه سه 17درصد و درجه چهار 20 درصد فوق العاده دریافت می کنند.

همچنین براساس این مصوبه تا تعریف و تعیین مشاغل تخصصی از سوی شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، تعریف پیش بینی شده در طرح ارزیابی و تخصیص مشاغل تخصصی و تحقیقی ملاک عمل برای تشخیص مشاغل تخصصی خواهد بود.

همچنین فوق‌العاده های مذکور صرفاً به کارمندانی که به موجب حکم کارگزینی صادره در فهرست مناطق مورد اشاره اشتغال داشته باشند، تعلق می‌گیرد.

براین اساس ، ارقام ناشی از اعمال درصدهای تعیین شده در این دستورالعمل جایگزین فوق‌العاده بدی آب و هوا موضوع بند (6) و مبالغ موضوع بند (7) فصل یکم جداول امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری می‌شود و به میزانی که از فوق‌العاده‌های مذکور در مابه التفاوت کارمندان ذی‌نفع منظور شده است ، از ارقام یاد شده کسر می‌ شود.

مشمولین قانون حالت اشتغال مستخدمین شهید، جانباز از کار افتاده و مفقودالاثر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی مصوب 30/6/1372 مجلس شورای اسلامی که از حقوق و مزایای حالت اشتغال بهره‌مند می‌باشند در صورتی که محل جغرافیایی پست سازمانی آنها در مناطق کمتر توسعه یافته و بد آب و هوا موضوع تصویب نامه‌های مندرج در بندهای (1) و (2) این دستورالعمل باشد حسب مورد براساس احکام این دستورالعمل از مزایای مربوط برخوردار خواهند شد..../تحلیل:عصرایران


ادامه مطلب...

 
 

2017-07-20

سرپرست كميته روابط بين الملل فدراسيون فوتبال : ديدار مقابل شيلي قطعي نيست


 

 

سرپرست كميته روابط بين الملل فدراسيون فوتبال : ديدار مقابل شيلي قطعي نيست

 

سرپرست كميته روابط بين الملل فدراسيون فوتبال از قطعي نبودن ديدار مقابل تيم فوتبال شيلي خبر داد.

' عباس ترابيان ' روز دوشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: در مدت زمان حضورمان در امارات و در جلسه اي كه با مسئولان فدراسيون شيلي داشتيم ، رييس سازمان تربيت بدني از من خواست در مورد برگزاري ديداري دوستانه با اين تيم مذاكراتي را انجام دهم .

وي ادامه داد: صحبت هاي اوليه را با آن ها انجام داده ام و تيم حريف نيز براي ديدار با ما در تهران ابراز علاقه كرده است.

سرپرست كميته روابط بين الملل فدراسيون فوتبال گفت: به طور حتم شيلي براي ديدار با تيم ايران ، درخواست هايي از قبيل دريافت پول را دارد . ولي تاكنون صحبت هاي نهايي با مسئولان فدراسيون فوتبال اين كشور براي برگزاري اين ديدار انجام نشده است.

وي در مورد احتمال برگزاري ديدار تيم ملي با تيم هاي ايتاليا و اسپانيا اظهار داشت: اين موضوع به هيچ عنوان صحت ندارد.

ترابيان با اشاره به ديدار دوستانه مقابل تركيه گفت: با مسئولان فدراسيون فوتبال اين كشور نيز صحبتي نشده است.

وي خاطرنشان كرد : به اعتقاد من تا زماني كه قرارداد نهايي براي برگزاري ديدار دوستانه با تيم ها بسته نشده است نبايد نام آنها را در رسانه ها اعلام كرد.

ترابيان در عين حال گفت: به احتمال فراوان نام حريفان تداركاتي خود را تا پايان هفته به تمامي رسانه ها اعلام خواهم كرد.

وي افزود: فدراسيون از حالا براي بعد از مسابقات جام ملت ها و حتي سال 2012 در حال مذاكره با تيم هاي بزرگ است زيرا ديدار با تيم هاي بزرگ نياز به برنامه ريزي هاي اينچنين بلند مدت دارد ، در غير اين صورت بازي اين تيم ها غير ممكن است.

ترابيان در مورد ديدار با برزيل گفت: مسئولان فدراسيون فوتبال برزيل از برگزاري اين ديدار بسيار رضايت مند بودند.براي اين ديدار حتي يك ريال هم به برزيلي ها پرداخت نكرديم و تمام هزينه ها بر عهده شركت برگزاركننده بود.

سرپرست كميته روابط بين الملل فدراسيون فوتبال همچنين در مورد زمان برگزاري ديدار دوم مقابل برزيل در تهران خاطرنشان كرد: براي صحبت كردن در اين خصوص با مسئولان فدراسيون برزيل هنوز زود است.


ادامه مطلب...

 
 

2017-07-18

پرداخت يارانه نقدي حداكثر تا پايان مهر


 

 

 

پرداخت يارانه نقدي حداكثر تا پايان مهر

 

پايگاه اطلاع‌رساني دولت به نقل از سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي اعلام كرد: پرداخت يارانه نقدي حداكثر تا پايان مهر 89 خواهد بود.

محمد رضا فرزين سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي اعلام كرد: براساس آخرين تصميم كارگروه طرح تحول اقتصادي، يارانه نقدي در مهرماه به حساب مردم واريز مي‌شود و به زودي مرحله بعدي اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها شامل اصلاح قيمتها آغاز خواهد شد.

محمدرضا فرزين با تشريح نتايج نشست امروز اين كارگروه اظهار داشت: سه موضوع در دستور جلسه امروز قرار داشت كه بر اين اساس آخرين گزارش وضعيت حسابهاي بانكي در پايان شهريور ماه ارائه شد و همچنين بسته پولي كه با همكاري بانك مركزي و وزارت اقتصاد تدوين شده بود، مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

فرزين افزود: همچنين در اين جلسه نحوه تعامل بانكها درخصوص بازپرداخت منابع كه طبق ماده 8 قانون هدفمندي يارانه‌ها بايد در اختيار واحدهاي توليدي قرار گيرد، مورد بررسي قرار گرفت.

وي در ادامه اظهار داشت: طبق آخرين آمار سازمان هدفمندي يارانه‌ها حدود 60 ميليون نفر براي دريافت يارانه‌ و 17 ميليون خانوار ثبت نام كرده‌اند كه در مجموع از 90 درصد خانوارهايي كه فرمها را تكميل كرده‌اند، كار ثبت نام 86 درصد انجام شده است.

در اين جلسه مقرر شد سياستهاي پولي به گونه‌اي تنظيم شود كه انتظارات جامعه و عاملان اقتصادي به گونه‌اي شكل گيرد كه بتوان آثار تورمي كنترل شود و جمع‌بندي به گونه‌اي بود كه بايد سياست انضباط مالي و پولي رعايت شود.

سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي در ادامه به افتتاح حساب براي دريافت يارانه‌هاي نقدي توسط خانوارها اشاره كرد و افزود: اين افتتاح حسابها مي تواند مبناي بازپرداخت يارانه‌ها باشد كه طبق اعلام قبلي دولت، يارانه نقدي در مهرماه به حساب خانوارها واريز مي‌شود.

وي افزود: در اين جلسه مقرر شد نرخ سود و ارز به مرور كنترل شود تا بتوان تبعات احتمالي اجراي هدفمندي يارانه‌ها را با اتخاذ سياستهاي پولي مناسب كنترل كرد.

فرزين در ادامه به بحث نحوه تامين تنخواه لازم براي اجراي طرح هدفمندي يارانه‌ها اشاره كرد و اظهار داشت: طبق ماده 13 اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها به دولت اجازه داده شده كه تنخواهي به منظور اجراي اين قانون در بودجه تعيين كند كه در اين جلسه مقرر شد براي تامين اين مبلغ از روشهايي استفاده شود كه پايه پولي تغيير نشود.

* پرداخت يارانه نقدي حداكثر تا پايان مهر

سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي در پايان زمان پرداخت يارانه‌هاي نقدي به حساب خانوارها را مهرماه ذكر كرد گفت: همچنين به زودي مرحله بعدي اجراي طرح قانون هدفمندي يارانه‌ها كه همان اصلاح قيمتها است، آغاز مي‌شود و تا زماني كه اصلاح قميت ها صورت نگرفته است، مردم حق برداشت يارانه‌هاي نقدي را از حسابهاي خود نخواهند داشت.


ادامه مطلب...

 
 

2017-07-15

چراغ های راهنمایی خودمختار برای کنترل ترافیک


 

 

 

چراغ راهنما

 

 

اگر هر چراغ راهنمایی خودش بتواند چهارراه محدوده خود را ارزیابی کند و تشخیص بدهد که چه زمانی چراغ باید قرمز و چه زمانی باید سبز باشد، تاخیرها کم تر می شود چون بی دلیل راننده ها پشت چراغ قرمز نمی مانند

ترافیک خیابان های شهری، مسئله ای است که هم شهروندان را آزار می دهد و هم مسئولین را!

آن ها در تلاش هستند تا راه حلی بیابند که هم ترافیک را روان تر کند، هم تاخیرها را کم تر کند و هم هوشمندانه تر باشد.

چند بار برایتان پیش آمده است که پشت چراغ قرمز بمانید، در حالی که اصلا ترافیکی در کار نیست، یا بدتر از آن اصلا اثری از خودرو در خیابان نیست؟!

محققین سوییسی و آلمانی با همکاری هم، می خواهند سیستم کنترل ترافیک شهری ارائه کنند که هوشمند است و خودش تصمیم می گیرد که چه زمانی چراغ سبز باشد و کی قرمز.

البته همین الان هم اطلاعات ترافیک روی سبز و قرمز بودن چراغ ها تاثیر می گذارد، مثلا در ساعات پرترافیک، اغلب زمان چراغ سبز طولانی تر می شود.

اما با این حال، همه چراغ های راهنمایی از یک برنامه پیروی می کنند و تک تک تصمیم گیرنده نیستند، مزیتی که در سیستم جدید اضافه خواهد شد.

در این سیستم، چهارراه ها به شبکه ای از لوله ها تشبیه شده اند و سیستم جریان حرکت خودروها در این شبکه را بررسی می کند.

هر چراغ راهنمایی بسته به ترافیک اطراف خودش، تصمیم می گیرد که چراغ چه رنگی باشد.

بنابراین اگر خبری نیست، چرا اصلا چراغ قرمز بشود؟

البته اگر هر چراغ به تنهایی تصمیم بگیرد، جنگلی به پا خواهد شد که اوضاع را خیلی بدتر می کند، برای همین سیستم جامعی باید تاثیر تصمیم هر چراغ راهنمایی بر کل شبکه خودروها را بررسی نماید.

مقاله این محققین نشان می دهد که با اجرای این سیستم، تاخیرها بین ۱۰ تا ۳۰ درصد کاهش پیدا خواهد کرد.

احتمالا اوضاع ترافیک خیابان ها هم با نسبت مشابهی بهتر خواهد شد..../تحلیل:خبرآنلاین


ادامه مطلب...

 
 

2017-07-13

تفسیر صحیفه سجادیه - دعای بيست و ششم


ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه (ع) لجيرانه ‌و‌ اوليائه اذا ذكرهم    بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ بزرگوار فلك مقدار عليه سلام الله الملك الغفار ‌از‌ براى همسايگان خود ‌و‌ دوستان خود ‌هر‌ گاه ياد ‌مى‌ كرد آنها را.   بدان ‌اى‌ عزيز ‌كه‌ همسايگان ‌را‌ حقى است ‌كه‌ ‌به‌ وصف نيايد مروى است ‌از‌ جناب رسول خدا (ص) ‌كه‌ فرمود كه: جبرئيل ‌هر‌ وقت نزد ‌من‌ ‌مى‌ آمد مرا وصيت ‌در‌ ‌حق‌ همسايه ‌مى‌ نمود ‌آن‌ قدر ‌كه‌ ‌من‌ گمان نمودم ‌كه‌ همسايه ارث ‌مى‌ برد، ‌و‌ ‌در‌ ‌حق‌ اولياء خصايص ‌و‌ اوصاف وارد است ‌و‌ اين اولياء عبارت ‌از‌ شيعيانند مطلقا ‌و‌ لو فاسق باشند.  
اللغه: تولى مباشر شدن ‌در‌ امر جيران همسايگان ‌و‌ ‌آن‌ ‌يا‌ محدود ‌به‌ عرف است ‌يا‌ ‌تا‌ چهل خانه، موالى جمع مولى ‌به‌ معنى دوست،   منابذين: ‌از‌ نبذ ‌به‌ معنى انداختن.   الاعراب: العارفين ‌و‌ المنابذين صفت موالى، بافضل متعلق ‌به‌ تولى.   شرح: يعنى مباشر نما ‌تو‌ مرا ‌در‌ امر همسايگان ‌و‌ دوستان ‌من‌ ‌كه‌ شناسايانند ‌به‌ ‌حق‌ ‌ما‌ ‌و‌ جنگ كنندگان اند ‌با‌ دشمنان ‌ما‌ ‌به‌ خوبترين ولايت تو.  
اللغه: ارفاق ‌از‌ رفق ‌به‌ معنى همراهى ‌و‌ كمك.   سد: بستن.   خله: ‌به‌ فتح حاجت.   مواسات: معاونت.   عورات: جمع عوره چيزى ‌كه‌ خفايش راجح است مطلقا.   ماعون: مطلق ‌ما‌ يحتاج خانه است.   تعهد: وارسى نمودن. عود ‌از‌ عايده: نفع.   جده: غنا ‌و‌ توانگرى.   الاعراب: ‌فى‌ ارفاق متعلق بوفقهم ‌و‌ تعلق بتولنى ‌يا‌ بافضل بعيد است ‌و‌ ‌سد‌ خله ‌و‌ ساير فقرات معطوفند.   شرح: يعنى توفيق بده آنها ‌را‌ ‌به‌ ‌بر‌ ‌پا‌ نمودن طريقه ‌ى‌ ‌تو‌ ‌و‌ گرفتن خوبيهاى ادب ‌تو‌ ‌در‌ همراهى ‌با‌ ضعيف ايشان ‌و‌ اصلاح حاجت ايشان ‌و‌ ديدار بيمار ايشان ‌و‌ راه نمودن ‌به‌ طلب رشدكننده ‌ى‌ ايشان، ‌و‌ نصيحت كردن مشورت كننده ‌ى‌ ايشان، ‌و‌ ديدن آنكه ‌از‌ سفر آيد ‌از‌ ايشان، ‌و‌ پنهان نمودن راز ايشان ‌و‌ پوشيدن ناموس ايشان، ‌و‌ كمك نمودن مظلوم ايشان، ‌و‌ نيكوئى سلوك ‌با‌ ايشان ‌به‌ ماعون ‌و‌ نفع بغناء ‌و‌ افضال، ‌و‌ اعطاء نمودن چيزى ‌كه‌ واجب است ‌از‌  
براى آنها پيش ‌از‌ طلب ايشان.   بدانكه آداب ‌و‌ سنن شرعى ‌كه‌ لازم است مردمان ‌را‌ مراعات ‌او‌ منحصر ‌به‌ اينها نيست بلكه زياده ‌از‌ اينها است ‌به‌ مراتب بلى ‌از‌ اين خبر شريف استفاده شود ‌كه‌ خصوص ديدن ‌و‌ بازديد ‌از‌ آداب ‌و‌ سنن است.  
يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ جزاء بده ‌به‌ احسان بدكننده ‌ى‌ آنها ‌را‌ ‌و‌ كناره نمايم ‌به‌ ‌در‌ گذشتن ‌از‌ ظلم كننده ‌ى‌ آنها ‌و‌ ‌به‌ كار برم حسن ظن ‌در‌ همه ‌ى‌ آنها، بدانكه قيد استعمال ‌در‌ قوله فائده ‌ى‌ ‌او‌ ‌آن‌ است ‌كه‌ نفس حسن الظن ‌و‌ سوء ظن امرى هستند غير اختيارى ‌و‌ تكليف ‌بر‌ ‌آن‌ مترتب نيست زيرا ‌كه‌ ‌از‌ مقدرات نيست مقدور ترتب آثار است ‌بر‌ اين حسن ‌و‌ سوء اما ترتب آثار ‌بر‌ سوء ظن حرام است چنانچه ‌از‌ اخبار استفاده ‌مى‌ شود بلكه ‌از‌ فتاوى ‌هم‌ ‌و‌ اما ترتب آثار ‌بر‌ حسن ظن محمود ‌و‌ حسن است كلام ‌در‌ ‌آن‌ است اگر حسن ظن دارد لكن ‌نه‌ اثر ‌بر‌ ‌او‌ مترتب است ‌نه‌ اثر سوء ظن آيا مقتضى ‌بر‌ ‌او‌ هست ‌يا‌ ‌نه‌ گوئيم حرام مرتكب نشد اما كراهت دور نيست ‌كه‌ مرتكب شده باشد.   يعنى: جاى آورم ‌به‌ نيكوئى همه ‌ى‌ ايشان ‌را‌ ‌و‌ ببندم چشمم ‌را‌ ‌از‌ ايشان ‌از‌ روى حيا ‌و‌ شرم. قيد ‌به‌ عفت ‌از‌ براى ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌مى‌ شود غض بصر ‌از‌ براى ايشان ‌از‌ ‌بى‌ مبالاتى ايشان ‌در‌ دين باشد ‌كه‌ اعتناء ‌به‌ آنها نيست وارسى حال آنها بشود ‌و‌ ‌مى‌ شود ‌از‌ روى پاكى ‌و‌ اينجا شق اخير مراد است.  
عندهم نضحا   يعنى: نرم نمايم جانب خود ‌را‌ ‌از‌ براى آنها ‌از‌ روى تواضع ‌و‌ رقيق كنم نفس خود ‌را‌ ‌بر‌ آنانكه مبتلاء هستند ‌از‌ آنها ‌از‌ روى مهربانى ‌و‌ رحمت ‌نه‌ ‌از‌ روى شماتت، ‌و‌ ظاهر نمايم ‌از‌ براى آنها ‌در‌ خفيه دوستى ‌را‌ يعنى دوستى حقيقى ‌نه‌ ظاهرى، اسرار ‌به‌ معنى اعلان است ‌نه‌ اخفا ‌چه‌ ‌او‌ ‌از‌ لغات موضوعه ‌از‌ براى اضداد آمده يعنى دوست داشته باشم بقاء نعمت ‌را‌ ‌در‌ نزد ايشان ‌از‌ اخلاص   خاصه: اقارب يعنى واجب سازم براى آنها آنچه ‌را‌ ‌كه‌ واجب ‌مى‌ سازم ‌از‌ براى خويشان خودم ‌و‌ رعايت نمايم ‌بر‌ ايشان آنچه ‌را‌ ‌كه‌ رعايت نمايم مر خاصان خود.  
يعنى: روزى نما ‌تو‌ مرا مثل امورى ‌كه‌ عرض نمودم ‌از‌ جانب ايشان، ‌و‌ بگردان براى ‌من‌ كاملترين بهره ‌ها‌ ‌در‌ آنچه نزد آنها است ‌و‌ زياد نما ‌به‌ آنها شناسائى آنها ‌را‌ ‌به‌ فضل ‌من‌ ‌تا‌ آنكه سعادتمند شوند آنها ‌به‌ سبب ‌من‌ ‌و‌ سعيد شوم ‌من‌ ‌به‌ آنها مستجاب ‌كن‌ ‌اى‌ پروردگار تمام جهانيان.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب...

 
 

2017-07-10

تفسیرصحیفه سجادیه - دعای چهل و سوم


ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا نظر الى الهلال دعاى چهل ‌و‌ سوم در‌ نظر كردن در‌ ماه نو.
«ايها الخلق المطيع». كلمه اى اسم مبهم مفرد وصله الى نداء ما‌ فيه الالف ‌و‌ اللام. اصله: يا‌ ايها، حذف حرف النداء عنه، كقوله تعالى: (ايها الثقلان). ‌و‌ الخلق فى الاصل مصدر بمعنى المخلوق. ‌و‌ المطيع اسم فاعل من‌ اطاع يطيع. خطاب مى فرمايند به‌ ماه نو كه: اى مخلوق فرمانبرنده. «الدائب السريع». بالدال المهمله. ‌و‌ آخره باء موحده. اسم فاعل من‌ داب فلان فى عمله، اى: جد ‌و‌ تعب. ‌و‌ السرعه: كيفيه قائمه بالحركه، بها يقطع من‌ المسافه ما‌ هو اطول فى زمان مساو او‌ اقصر ‌و‌ ما‌ هو مساو فى زمان اقصر. ‌و‌ الظاهر ان‌ المراد بسرعه حركته باعتبار حركته العرضيه التى يتوسط فلكه، لانها محسوسه لا‌ الحركه الذاتيه التى يدور بها على نفسه.
يعنى: كه‌ پيوسته در‌ رفتار ‌و‌ حركتى ‌و‌ رنج ‌و‌ تعب كشنده اى در‌ سير ‌و‌ اناره ‌ى‌ خود ‌و‌ فتورى در‌ ‌آن نمى شود ‌و‌ شتاب كننده اى در‌ حركت خود. چه، قمر تمام دور فلك را‌ حركت مى كند در‌ قرب يك ماه، به‌ خلاف كواكب ديگر كه‌ اسرع آنها كه‌ زهره ‌و‌ عطارد ‌و‌ آفتابند ‌و‌ قريب به‌ يك سال دوره را‌ تمام مى كنند. «المتردد فى منازل التقدير». ‌و‌ اراد- عليه السلام- بمنازل التقدير منازل القمر الثمانيه ‌و‌ العشرين التى يقطعها فى كل‌ شهر بحركته الخاصه فيرى كل‌ ليله نازلا بقرب واحد منها. قال الله تعالى: (و القمر قدرناه منازل حتى عاد كالعرجون القديم). ‌و‌ الظاهر ان‌ لفظه «فى» بمعنى الى. اى: يتردد القمر ‌و‌ يعود اليها فى الشهر اللاحق بعد قطعه اياها فى السابق. (يعنى:) ‌و‌ ترددكننده ‌و‌ سيرنماينده در‌ منازل بيست ‌و‌ هشتگانه از‌ بروج دوازده گانه كه‌ مقدر شده كه‌ قمر در‌ ‌آن منازل حركت كند. ‌و‌ اسامى ‌آن منازل شرطين، بطين، ‌و‌ ثريا، ‌و‌ دبران، ‌و‌ هقعه، ‌و‌ هنغه، ‌و‌ ذراع ‌و‌ نثره، ‌و‌ طرفه، جبهه، زبره، صرفه، عوا، سماك اعزل، غفر زبانا، اكليل، قلب، شوله، نعايم، بلده، سعد ذابح، سعد بلع، سعد سعود، سعد اخبيه، فرع مقدم، فرع موخر، رشا است. ‌و‌ قسمت كرده اند دور فلك را‌ بر‌ اين منازل. پس‌ هر‌ قسمتى دوازده درجه ‌و‌ پنجاه ‌و‌ يك دقيقه است تقريبا. پس‌ نام نهاده اند هر‌ قسم را‌ منزلى. ‌و‌ رسيده
است به‌ هر‌ برجى از‌ بروج دوازده گانه دو‌ منزل ‌و‌ ثلثى. «المتصرف فى فلك التدبير». الفلك: مجرى الكواكب. سمى به‌ تشبيها بفلكه المغزل فى الاستداره ‌و‌ الدوران. ‌و‌ قال الشيخ ابوريحان البيرونى: ان‌ العرب ‌و‌ الفرس سلكوا فى تسميه السماء مسلكا واحدا. فان العرب تسمى فلكا تشبيها له بفلكه الدولاب، ‌و‌ الفرس سموها بلغتهم «آسمان»، تشبيها له بالرحى. فان «آس» هو الرحى بلسانهم ‌و‌ «مان» دال على التشبيه. انتهى كلامه كما نقله شيخنا العلامه بهاء الحق ‌و‌ الدين. ‌و‌ المراد بفلك التدبير اقرب افلاك التسع الى عالم العناصر، اى: الفلك الذى به‌ يتدبر بعض مصالح عالم العناصر، اى الفلك الذى به‌ يتدبر بعض مصالح عالم الكون ‌و‌ الفساد. ‌و‌ يمكن ان‌ يكون الاضافه فى «فلك التدبير» من‌ قبيل اضافه الظرف الى المظروف، كقولهم: دار القضاء. اى: الفلك الذى هو مكان التدبير ‌و‌ محله نظرا الى ان‌ ملائكه السماء الدنيا يدبرون امر العالم السفلى. ‌و‌ قد ذكر الشيخ الجليل ابوعلى الطبرسى فى تفسيره الكبير الموسوم بمجمع البيان عند تفسير قوله تعالى: (فالمدبرات امرا) ان‌ المراد بها الافلاك على ضرب من‌ المجاز، كما يسمى ما‌ يقطع به‌ الشى ء قاطعا. ‌و‌ فى بعض النسخ: «فى فلك التدوير». ‌و‌ هو الفلك الغير المحيط بالارض المركوز هو فيه المتحرك اسفله على توالى البروج ‌و‌ اعلاه بخلافه. يعنى: تصرف كننده در‌ فلك نزديكتر به‌ كره ‌ى‌ زمين كه‌ ‌آن فلك اول است از‌ افلاك نه گانه كه‌ متعلق است به‌ او‌ تدبير بعضى از‌ مصالح عالم كون ‌و‌ فساد- يا: فلكى كه‌ واقع مى شود در‌ او‌ تدبير. كه‌ از‌ قبيل اضافه ‌ى‌ ظرف باشد به‌ مظروف. ‌و‌ دور نباشد كه‌ مراد از‌ «فلك تدبير» فلكى باشد كه‌ قمر تدبير حال او‌
مى كند. چنانچه مذهب بعضى از‌ حكماست كه‌ هر‌ يك از‌ كواكب سبعه ‌ى‌ سياره مدبر فلك خودند ‌و‌ به‌ منزله ‌ى‌ قلبند در‌ فلك، ‌و‌ فلك به‌ منزله ‌ى‌ جوارح ‌و‌ اعضاى باقيه. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ به‌ جاى «فلك التدبير»، «فلك التدوير» است. يعنى فلكى كه‌ جرم ماه در‌ ‌آن مانند نگين در‌ انگشترى نشانده شده ‌و‌ محيط نيست به‌ كره ‌ى‌ ارض ‌و‌ اسفل او‌ حركت مى كند بر‌ توالى بروج، يعنى از‌ مغرب به‌ مشرق، ‌و‌ اعلاى او‌ بر‌ خلاف توالى يعنى از‌ مشرق به‌ مغرب.
«آمنت بمن نور بك الظلم ‌و‌ اوضع بك البهم». لا‌ خلاف بين العلماء الادبيين فى ان‌ الايمان المعدى بالباء هو التصديق القلبى الذى هو المعنى اللغوى. ‌و‌ النور ‌و‌ الضوء مترادفان لغه. ‌و‌ قد يفرق بينهما ان‌ تلك الكيفيه ان‌ كانت من‌ ذات الشى ء ضوء، ‌و‌ ان‌ كانت مستفاده من‌ غيره نور. ‌و‌ عليه جرى قوله تعالى: (جعل الشمس ضياء ‌و‌ القمر نورا). ‌و‌ الظلم: جمع ظلمه، ‌و‌ هى عدم الضوء عما من‌ شانه ان‌ يكون مضيئا. فبينهما تقابل العدم ‌و‌ الملكه. ‌و‌ البهم- بضم الباء الموحده ‌و‌ فتح الهاء-: جمع البهمه- بضم الباء ‌و‌ سكون الهاء- ‌و‌ هى ما‌ يصعب على الحاسه ادراكه ان‌ كان محسوسا، ‌و‌ على القوه العاقله ان‌ كان معقولا. اين جمله موشح است به‌ ذكر خداى تعالى بر‌ وجهى كه‌ متضمن خطاب به‌ ماه شده. يعنى: گرويدم ‌و‌ ايمان آوردم به‌ خداى تبارك ‌و‌ تعالى (كه) روشن گردانيد به‌
وساطت تو‌ تاريكيها- را‌ همچون اهويه ‌ى‌ ظلمانيه- ‌و‌ ظاهر ساخت به‌ سبب تو‌ چيزهاى مبهم پوشيده را. «و جعلك آيه من‌ آيات ملكه، ‌و‌ علامه من‌ علامات سلطانه». الايه بمعنى العلامه. ‌و‌ السلطان: مصدر بمعنى الغلبه. فالمعطوف بمنزله التاكيد للمعطوف عليه. ‌و‌ التكرير لاختلاف اللفظ. (يعنى:) ‌و‌ گردانيد تو‌ را‌ نشانه اى از‌ نشانه هاى پادشاهى خود ‌و‌ علامتى از‌ علامات سلطنت ‌و‌ غلبه خود. «و امتهنك بالزياده ‌و‌ النقصان ‌و‌ الطلوع ‌و‌ الافول ‌و‌ الاناره ‌و‌ الكسوف». الامتهان: افتعال من‌ المهنه- بفتح الميم ‌و‌ كسرها ‌و‌ سكون الهاء- بمعنى الخدمه ‌و‌ المشقه ‌و‌ الذل. ‌و‌ الماهن: الخادم. فمعنى «امتهنك» اى: استعملك فى المهنه. ‌و‌ طلوع الكوكب ظهوره فوق الافق، ‌و‌ افوله غروبه تحته. ‌و‌ الاناره اما مصدر انار الشى ء بمعنى اضاء فيكوم لازما، او‌ بمعنى التنوير، اى: اعطاء النور للغير فيكون متعديا. ‌و‌ كلا المعنيين محتمل فى هذا المقام. ‌و‌ الكسوف: زوال الضوء عن الشمس او‌ القمر للعارض. المخصوص. ‌و‌ قد يفسر الكسوف بحجب القمر ضوء الشمس عنا. يعنى: به‌ كار ‌و‌ خدمت فرمود ‌و‌ خوار كرد تو‌ را‌ به‌ افزونى ‌و‌ كاستن- كه‌ محسوس مى شود در‌ حالت بدريت ‌و‌ هلاليت- ‌و‌ به‌ برآمدن ‌و‌ ظاهر شدن بالاى افق ‌و‌ فرورفتن در‌ تحت افق، (و) روشن شدن- يا: روشن ساختن ‌آن آنچه در‌ تحت اوست- ‌و‌ كسوف. يا‌ به‌ معنى خسوف باشد يعنى تيرگى ماه به‌ جهت حيلوله ‌ى‌ زمين ميان ماه ‌و‌ آفتاب كه‌ نور آفتاب از‌ او‌ بازدارد، يا‌ به‌ معنى
تيره ساختن. ‌و‌ اين، چنان باشد كه‌ چون اجتماعى افتد كه‌ جرم ماه حايل شود ميان ابصار جماعتى ‌و‌ جرم آفتاب، نور آفتاب را‌ از‌ ايشان بازدارد ‌و‌ روى آفتاب را‌ بپوشد ‌و‌ جرم ماه از‌ اين طرف كه‌ با‌ ايشان دارد سياه ‌و‌ به‌ رنگ اصلى باشد، پس‌ چنان نمايد كه‌ آفتاب سياه شده است. پس‌ اگر از‌ «اناره» روشن شدن ‌و‌ معنى لزوم مراد باشد، از‌ «كسوف» نيز معنى تيرگى مى بايد خواست. ‌و‌ اگر روشن ساختن ‌و‌ معنى تعدى مراد باشد، از‌ «كسوف» نيز تيره ساختن مى بايد خواست تا‌ كلام بر‌ يك ‌و‌ تيره باشد. ‌و‌ ببايد دانست كه‌ جرم ماه جرمى است كروى ‌و‌ كثيف ‌و‌ در‌ اصل نورانى نيست ‌و‌ صيقل. ‌و‌ هر‌ جسم كه‌ كثيف ‌و‌ صيقل بود، چون محاذى جرمى منير افتد، از‌ شعاع او‌ روشن شود ‌و‌ به‌ عكس شعاع به‌ چيزها افكند كه‌ محاذى او‌ بود، مانند آيينه ‌و‌ آب ‌و‌ مانند آن. پس‌ ماه نيز از‌ محاذات آفتاب روشن شود ‌و‌ شعاع بعكس بازدهد. ‌و‌ هميشه يك نصف او‌ محاذى آفتاب بود، پس‌ يك نيمه ‌ى‌ او‌ روشن بود ‌و‌ ديگر نيمه مظلم ‌و‌ به‌ رنگ اصلى. ‌و‌ در‌ اجتماع، نيمه اى كه‌ محاذى آفتاب بود به‌ جهت فوق باشد ‌و‌ نيمه اى كه‌ محاذى ما‌ بود بر‌ رنگ اصلى ‌و‌ تاريك، پس‌ گويند ماه در‌ محاق است. ‌و‌ چون از‌ اجتماع منحرف شود ‌و‌ به‌ دوازده درجه تقريبا از‌ آفتاب دور، شود از‌ نيمه ‌ى‌ مضى طرفى به‌ محاذى ما‌ افتد ‌و‌ ‌آن بر‌ شكل هلالى بوده باشد. ‌و‌ تا‌ ماه از‌ آفتاب دورتر مى شود، ‌آن شكل هلالى بزرگتر مى شود تا‌ چون به‌ مقابله آفتاب رسد،
نصف مضى تمام مواجه ما‌ شود پس‌ ماه بدر گردد. ‌و‌ بعد از‌ انحراف از‌ استقبال هم بر‌ عكس وضع اول تاريكى آغاز كند ‌و‌ تا‌ مى رود مقدار مرئى از‌ نصف كم مى شود تا‌ چون باز به‌ اجتماع رسد از‌ نصف مضى هيچ ننمايد ‌و‌ نصف تاريك تمام مواجه ما‌ شود ‌و‌ محاق گردد ‌و‌ بعد از‌ ‌آن حالت اولى عود كند. پس‌ اين باشد زيادتى ‌و‌ نقصان او. ‌و‌ اگر كسى تشكيك نمايد كه‌ امتهان ‌و‌ خوارى ماه به‌ سبب نقصان روشنى او‌ ظاهر است، ليكن امتهان او‌ به‌ سبب زيادتى نور چه وجه دارد، ازاله ‌ى‌ اين شك چنين بايد نمود كه: چون زيادتى نور او‌ به‌ حسب احساس ‌و‌ رويت ماست، اگر نه هميشه نصف بيشتر از‌ او‌ روشن است به‌ سبب آفتاب، ‌و‌ امر الهى او‌ را‌ چنان مسخر فرموده كه‌ در‌ نصف اول از‌ ماه كه‌ آفتاب به‌ او‌ نور بخشد، هر‌ شب از‌ ‌آن نصف بر‌ قدرى خاص باشد كه‌ او‌ را‌ قدرت ‌آن نباشد كه‌ از‌ ‌آن قدر تعدى ‌و‌ تجاوز نمايد. پس‌ به‌ سبب تسخير او‌ مر اين زيادتى را‌ بر‌ اين وجه مقرر ممتهن ‌و‌ خوار بوده باشد. ‌و‌ بعض از‌ علما تشبيه نموده اند حال ماه را‌ در‌ روشنى او‌ در‌ نصف اول ماه ‌و‌ تاريك شدن او‌ در‌ نصف دوم از‌ ماه، به‌ حال بنده اى كه‌ منقب بوده باشد به‌ نقابى كه‌ سيد او‌ با‌ او‌ گويد كه: نقاب را‌ بر‌ مدار از‌ روى خود الا بر‌ سبيل تدريج تا‌ تمام ‌آن را‌ بردارى. ‌و‌ بعد از‌ آنكه بر‌ اين نهج بردارى، باز مينداز ‌آن نقاب را‌ الا بر‌ سبيل تدريج تا‌ آنكه همه را‌ بيندازى. پس‌ چون در‌ هر‌ دو‌ حال مسخر امر الهى است ممتهن ‌و‌ خوار بوده باشد. «فى كل‌ ذلك انت له مطيع، ‌و‌ الى ارادته سريع». در‌ جميع اين حالات تو‌ مر او‌ را‌ فرمان برنده اى ‌و‌ به‌ خواست ‌و‌ اراده ‌ى‌ او‌ شتاب كننده.
«سبحانه! ما‌ اعجب ما‌ دبر فى امرك! ‌و‌ الطف ما‌ صنع فى شانك!». سبحان منصوب على المصدريه. اى: اسبحه سبحانا. ‌و‌ معناه التنزه عن النقائص. ‌و‌ «ما» فى قوله: «ما اعجب» تعجبيه. ‌و‌ لفظه «ما» فى «ما دبر» مفعول اعجب. ‌و‌ الامر ‌و‌ الشان مترادفان. يعنى: تنزيه مى كنم ‌و‌ به‌ پاكى ياد مى كنم او‌ را‌ كه‌ پروردگار عالميان است! چه عجيب است ‌آن چيزى را‌ كه‌ تدبير كرده در‌ كار خود! ‌و‌ چه لطيف است آنچه صنع كرده ‌و‌ آفريده اى در‌ امر خود! «جعلك مفتاح شهر حادث لامر حادث». چون اين جمله از‌ جمله ‌ى‌ سابق به‌ حسب خبريت ‌و‌ انشائيت مختلف بود، لهذا جدا ساخت از‌ ‌آن جمله. الشهر ماخوذ من‌ الشهره. يقال: شهرت الشى ء شهرا، اى: اظهرته ‌و‌ كشفته. ‌و‌ شهرت السيف: اخرجته من‌ الغلاف. ‌و‌ تشبيه الشهر فى النفس بالبيت المقفول استعاره بالكنايه ‌و‌ اثبات المفتاح له استعاره تخييليه. ‌و‌ لا‌ يخفى لطافه تشبيه الهلال بالمفتاح. ‌و‌ الجار فى قوله- عليه السلام-: «لامر حادث» متعلق بحادث. اى: حدوث ذلك الشهر ‌و‌ تجدده لاجل امضاء امر حادث مجدد. ‌و‌ يجوز تعلقه بجعل. ‌و‌ تنكير «امر» للابهام ‌و‌ عدم التبيين. اى: امر مبهم علينا حاله. كما قالوه فى قوله تعالى: (او اطرحوه ارضا)، اى: ارضا مجهوله.
يعنى: گردانيد تو‌ را‌ كليد ماه نو كه‌ حدوث اين ماه نو از‌ جهت گذرانيدن كار تازه باشد. يا: گردانيد تو‌ را‌ مفتاح شهر نو از‌ جهت امرى از‌ امور حادثه كه‌ مبهم است بر‌ ما‌ ‌آن امر.
«فاسال الله ربى ‌و‌ ربك، ‌و‌ خالقى ‌و‌ خالقك، ‌و‌ مقدرى ‌و‌ مقدرك، ‌و‌ مصورى ‌و‌ مصورك، ان‌ يصلى على محمد ‌و‌ آله». الفاء فصيحه. اى: اذا كان كذلك، فاسال الله. ‌و‌ العدول عن الاضمار الذى هو مقتضى الظاهر لعله للتعظيم ‌و‌ الاستلذاذ ‌و‌ التبرك. المقدر بمعنى الخالق، فالمعطوف بمنزله التاكيد للمعطوف عليه. يعنى: چون حال بر‌ اين منوال است، پس‌ سوال مى كنم خداى سبحانه ‌و‌ تعالى (را) كه‌ پروردگار من‌ ‌و‌ پروردگار تو‌ است ‌و‌ آفريننده ‌ى‌ من‌ ‌و‌ آفريننده ‌ى‌ تو‌ است ‌و‌ بخشنده ‌ى‌ صورت من‌ ‌و‌ بخشنده صورت تو‌ است، اينكه رحمت كند بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. «و ان‌ يجعلك هلال بركه لا‌ تمحقها الايام، ‌و‌ طهاره لا‌ تدنسها الاثام». البركه: النما ‌و‌ الزياده فى الخير. ‌و‌ محق الشى ء محقا، ابطله ‌و‌ محاه. ‌و‌ منه سميت الليالى الثلاث الاخيره من‌ الشهر محاقا. فانه يمحق نور القمر فيها. ‌و‌ الطهاره: النزاهه من‌ الادناس. ‌و‌ يندرج فيها نزاهه الجوارح عن الافعال الغير المستقيمه، ‌و‌ اللسان عن الاقوال المستهجنه، ‌و‌ النفس عن الاخلاق المذمومه ‌و‌ الادناس الجسمانيه، بل النزاهه عن كل‌ ما‌ يشغل عن الاقبال على الحق تعالى، كائنا ما‌ كان. ‌و‌ الدنس: الوسخ. ‌و‌ تدنس الاثام للطهاره القلبيه ظاهر. فان كل‌ نقيصه يفعلها
الانسان يتحصل منها ظلمه فى القلب، كما يحصل من‌ نفس الانسان ظلمه فى المراه. فاذا تراكمت ظلمات الذنوب على القلب، صارت رينا ‌و‌ طبعا، كما تصير الانفاس ‌و‌ الابخره المتراكمه على جرم المراه صداء. ‌و‌ اسناد المحق الى الايام ‌و‌ التدنس الى الاثام، مجاز عقلى، ‌و‌ الملابسه فى الاول زمانيه ‌و‌ فى الثانى سببيه. يعنى: ‌و‌ سوال مى كنم خدا را‌ اينكه بگرداند تو‌ را‌ ماهى با‌ خير ‌و‌ بركت- كه‌ هر‌ روزى از‌ ‌آن بهتر باشد از‌ روز ديگر در‌ وقوع افعال شايسته- ‌و‌ برطرف نسازد روزهاى اين ماه خير ‌و‌ بركت را، ‌و‌ ماهى با‌ طهارت ‌و‌ پاكيزگى كه‌ چركين نسازد ‌آن را‌ گناهان. يعنى چنان ماهى باشد كه‌ از‌ جوارح ‌و‌ اعضا افعال ناشايسته سرنزند، ‌و‌ زبان به‌ سخنان ناخوش متنطق نگردد، ‌و‌ نفس از‌ افعال ذميمه بازايستد، ‌و‌ بالجمله هر‌ چه مشغولى از‌ جناب پروردگار بوده باشد در‌ اين ماه به‌ فعل نيايد.
«هلال امن من‌ الافات ‌و‌ سلامه من‌ السيئات». الامن: اطمينان القلب ‌و‌ زوال الخوف من‌ مصادفه مكروه. يعنى: ‌و‌ سوال مى كنم از‌ خدا كه‌ بگرداند تو‌ را‌ ماهى كه‌ ايمن ‌و‌ مطمئن القلب باشيم در‌ اين ماه از‌ آفات- بدنيه ‌و‌ نفسانيه، از‌ كبر ‌و‌ حسد ‌و‌ حرص ‌و‌ غرور ‌و‌ غير آنها- ‌و‌ سالم باشيم از‌ بديها. «هلال سعد لا‌ نحس فيه، ‌و‌ يمن لا‌ نكد معه، ‌و‌ يسر لا‌ يمازجه عسر، ‌و‌ خير لا‌ يشوبه شر». السعد ‌و‌ السعاده مترادفان. ‌و‌ يضادهما النحس ‌و‌ الشقاوه. ‌و‌ النكد: عسر المعاش ‌و‌ ضيقه.
يعنى: ‌و‌ ماهى باشد با‌ سعادت كه‌ نحوست در‌ او‌ راه نيابد، ‌و‌ با‌ يمن ‌و‌ بركت كه‌ تنگى معاش با‌ او‌ نباشد، ‌و‌ ماه آسانى كه‌ آميخته نشود به‌ او‌ دشوارى، ‌و‌ ماه نيكويى كه‌ نياميزد او‌ را‌ بدى. «هلال امن ‌و‌ ايمان، ‌و‌ نعمه ‌و‌ احسان، ‌و‌ سلامه ‌و‌ اسلام». قد طلب- عليه السلام- الامن فى هذا الدعاء مرتين، مره مقيدا بكونه من‌ الافات، ‌و‌ مره مطلقا. ‌و‌ كذلك طلب السلامه مرتين، مره مقيده بكونها من‌ السيئات، ‌و‌ اخرى مطلقه. ‌و‌ يمكن ان‌ يراد بالمطلقه سلامه القلب عن التعلق بغير الحق جل ‌و‌ علا، كما قاله بعض المفسرين فى قوله تعالى: (يوم لا‌ ينفع مال ‌و‌ لا‌ بنون الا من‌ اتى الله بقلب سليم). ‌و‌ اما الامن المطلق، فلعل المراد به‌ طمانينه النفس بحصول راحه الانس ‌و‌ سكينه الوثوق. يعنى: ‌و‌ ماهى كه‌ ما‌ با‌ طمانينه ‌ى‌ نفس باشيم- كه‌ از‌ حب دنيا ‌و‌ هرچه بازآرد از‌ توجه به‌ جناب پروردگار فارغ البال باشيم- ‌و‌ با‌ ايمان باشيم- يعنى تصديق نماييم به‌ آنچه علم قطعى حاصل است به‌ آنكه پيغمبر صلى الله عليه ‌و‌ آله فرموده است- ‌و‌ با‌ نيكويى ‌و‌ احسان ‌و‌ سلامت قلب باشيم از‌ غير خداى، ‌و‌ با‌ اخلاص باشيم در‌ كلمه ‌ى‌ اسلام كه‌ ‌آن شهادت «لا اله الا الله. محمد رسول الله. على ولى الله» است.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اجعلنا من‌ ارضى من‌ طلع عليه ‌و‌ ازكى من‌ نظر اليه، ‌و‌ اسعد من‌ تعبد لك فيه». لفظه «من» فى قوله عليه السلام: «من ارضى» مكسوره الميم. ‌و‌ قد وجد فى
بعض النسخ مفتوحه. المراد بالطلوع اما ظهوره للحس او‌ الطلوع فى هذه الليله، او‌ الطلوع فى الزمان الماضى مطلقا. ‌و‌ كذلك قوله عليه السلام: «من نظر اليه». ‌و‌ تزكيه النفس تطهيرها من‌ الرذائل ‌و‌ الادناس ‌و‌ اتصافها بما يعدها لسعاده الدارين ‌و‌ فلاح النشاتين. ‌و‌ العباده اقصى الذل ‌و‌ الخضوع. ‌و‌ لذلك لا‌ يليق الا الله. ‌و‌ الضمير المرفوع فى «طلع عليه»، ‌و‌ المجرور فى «نظر اليه» راجع الى الهلال. ‌و‌ الضمير المجرور فى «تعبد لك (فيه)» راجع الى الهلال بمعنى الشهر. فالكلام استخدام. ‌و‌ اسم التفضيل فى قوله عليه السلام: «و اجعلنا من‌ ارضى من‌ طلع عليه» كما يجوز ان‌ يكون للفاعل- على ما‌ هو القياس- يجوز ان‌ يكون للمفعول، نحو اعذر ‌و‌ الوم ‌و‌ اشهر. اى: اجعلنا من‌ اعظم المرضيين عندك. ‌و‌ ما‌ قيل ان‌ مجى ء اسم التفضيل بمعنى المفعول غير قياس بل مقصور على السماع، ففيه انه لما وقع فى كلامه عليه السلام- كفى ذلك فى تجويزه، فلا يحتاج الى السماع من‌ غيره. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ بگردان ما‌ را‌ از‌ خشنودترين- يا: پسنديده ترين- ‌آن كسى كه‌ طلوع كرده است هلال بر‌ او‌ ‌و‌ پاكيزه ترين ‌آن كسى كه‌ نظر كرده به‌ سوى اين هلال ‌و‌ نيكبخت ترين ‌آن كسى كه‌ عبادت ‌و‌ پرستش كرده تو‌ را‌ در‌ اين ماه. «و وفقنا فيه للتوبه». التوبه لغه الرجوع ‌و‌ يضاف الى العبد ‌و‌ الى الرب تعالى شانه. ‌و‌ معناها على
الاول: الرجوع من‌ المعصيه الى الطاعه. ‌و‌ على الثانى: الرجوع عن العقوبه الى العفو ‌و‌ الرحمه. ‌و‌ فى الاصطلاح: الندم على الذنب لكونه ذنبا. ‌و‌ قد تقدم الكلام فيما يتعلق بها من‌ المباحث فى شرح دعائه عليه السلام فى طلب التوبه. (يعنى:) ‌و‌ توفيق ده‌ ‌و‌ اسباب مهيا گردان براى ما‌ در‌ اين ماه از‌ جهت حصول توبه- كه‌ ‌آن رجوع ‌و‌ بازگشت است از‌ معصيت ‌و‌ نافرمانى به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى تو. «و اعصمنا فيه من‌ الحوبه». لعل المراد من‌ العصمه معناها اللغوى، اى: الحفظ عن السوء. ‌و‌ «الحوبه»- بفتح الحاء المهمله ‌و‌ الباء الموحده-: الخطيئه. يعنى: ‌و‌ نگاه دار ما‌ را‌ در‌ اين ماه از‌ خطايا ‌و‌ گناهان. «و احفظنا فيه من‌ مباشره معصيتك». ‌و‌ حفظ كن ما‌ را‌ از‌ مباشرت در‌ كار نافرمانى تو‌ بودن.
«و او‌ زعنا فيه شكر نعمتك». الايزاع: الالهام، ‌و‌ هو القاء الخير فى القلب من‌ دون فكر. ‌و‌ المراد بايقاع الشكر فى القلب ليس هو الشكر الجنانى فقط، بل ما‌ يعم الانواع الثلاثه. فالغرض صرف القلب الى الشكر اعم من‌ ان‌ يكون لسانيا او‌ جنانيا او‌ اركانيا. (يعنى:) ‌و‌ ملهم گردان ‌و‌ منصرف گردان دل ما‌ را‌ از‌ ناسپاسى به‌ سپاس كردن نعمت تو‌ در‌ اين ماه.
«و البسنا فيه جنن العافيه». الجنن- بضم الجيم ‌و‌ فتح النون-: جمع جنه- بالضم- ‌و‌ هى الوقايه. ‌و‌ منه: الامام جنه الماموم. لانه يقيه من‌ السهو ‌و‌ الزلل، كما يقى الجنه- ‌و‌ هو الترس- صاحبه. (يعنى:) ‌و‌ بپوشان ما‌ را‌ سپر عافيت- يعنى دور بودن از‌ امراض ‌و‌ اسقام بدنيه ‌و‌ نفسانيه. «و اتمم علينا باستكمال طاعتك فيه المنه». «اتمم»- على همزه القطع- من‌ الاتمام. يعنى: ‌و‌ تمام گردان بر‌ ما‌ نعمت خود را‌ به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى ما‌ تو‌ را‌ در‌ اين ماه. «انك المنان الحميد». اى: المعطى ‌و‌ المنعم قبل السوال. ‌و‌ الحميد: اى: المستحق للحمد. يعنى: زيرا كه‌ تويى نعمت دهنده ‌و‌ بخشاينده پيش از‌ سوال كردن، ‌و‌ تويى ستوده شده ‌و‌ سزاوار حمد. «و صلى الله على محمد ‌و‌ آله الطاهرين». ‌و‌ رحمت كناد خداى تعالى بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ كه‌ پاكند ‌و‌ پاكيزه از‌ گناهان.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب...

 
 

2017-07-08

حکمت شماره 90


متن عربی حکمت نهج البلاغه

وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: لا يَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَةِ لِأَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلى فِتْنَةٍ، وَ لکِنْ مَنِ اسْتَعاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلّاتِ الْفِتَنِ، فِإِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ يَقُولُ: ‏وَ ‏اعْلَمُوا ‏أَنَّما ‏أَمْوالُکُمْ‏ ‏وَ ‏أَوْلادُکُمْ‏ ‏فِتْنَةٌ وَ مَعْنى ذلِکَ أَنَّهُ سُبْحانَهُ ‏يَخْتَبِرُهُمْ‏ بِالْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ لِيَتَبَيَّنَ السّاخِطُ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِى بِقِسْمِهِ، وَ إِنْ کانَ سُبْحانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، وَ لکِن لِتَظْهَرَ الْأَفْعالُ الَّتِى بِها يُسْتَحَقُّ الثَّوابُ وَ الْعِقابُ، لِأَنَّ بَعْضَهُمْ يُحِبُّ الذُّکُورَ وَ يَکْرَهُ الْإِناثَ، وَ بَعْضَهُمْ يُحِبُّ ‏تَثْمِيرَ ‏الْمالِ‏ وَ يَکْرَهُ ‏انثِلامَ‏ ‏الْحالِ‏. قالَ السَّيد الشَريف: وَ هذا مِنْ غَرِيبِ ما سُمِعَ مِنْهُ فِى التَّفْسِيرِ.

ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

و درود خدا بر او فرمود: کسي از شما نگويد: خدايا از فتنه به تو پناه مي‏برم، زيرا کسي نيست که در فتنه‏اي نباشد، لکن کسي که مي‏خواهد به خدا پناه برد، از آزمايشات گمراه‏کننده پناه ببرد، همانا خداي سبحان مي‏فرمايد. (بدانيد که اموال و فرزندان شما فتنه شمايند.) معني اين آيه آن است که خدا انسانها را با اموال و فرزندانشان مي‏آزمايد، تا آن کس که از روزي خود ناخشنود، و آنکه خرسند است، شناخته شوند، گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه‏تر است، تا کرداري که استحقاق پاداش يا کيفر دارد آشکار نمايد، چه آنکه بعضي مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمي‏پسندند، و بعضي ديگر فراواني اموال را دوست دارند و از کاهش سرمايه نگرانند.

ترجمه فیض الاسلام

امام عليه‏السلام (درباره پناه بردن از فتنه به خدا) فرموده است: نبايد يکي از شما بگويد- خدايا از فتنه و آسايش به تو پناه مي‏برم، زيرا کسي نيست که گرفتار فتنه نباشد، ولي کسي که پناه مي‏برد بايد از فتنه‏هاي گمراه کننده (از راه حق) پناه ببرد، چون خداوند سبحان (در قرآن کريم س 8 ي 28 مي‏فرمايد: واعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه بعني بدانيد دارائيها و فرزندان شما فتنه هستند، و معني اين فرمايش اين است که خداوند سبحان آنان را به دارائيها و فرزندان آزمايش مي‏نمايد تا آنکه خشمگين از روزي و راضي به بهره خود هويدا گردد و اگر چه خداوند سبحان از خود آنها به آنها داناتر است، ولي آزمايش براي آن است که کردارهائي که شايسته پاداش و کيفر است (به خود ايشان) آشکار گردد، زيرا برخي از فرزندان پسر را دوست دارند و از دختر برنجند، و بعضي از آنها بسيار نمودن مال و دارائي را دوست داشته و از کم شدن آن برنجند (سيدرضي عليه‏الرحمه فرمايد:) اين فرمايش از جمله سخنان شگفتي است که از آن حضرت در تفسير (و بيان آيه شريفه) شنيده شده است.

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و فرمود:) کسي از شما نگويد خدايا از فتنه به تو پناه مي‏برم! چه هيچکس نيست جز که در فتنه‏اي است، ليکن آن که پناه خواهد از فتنه‏هاي گمراه کننده پناهد که خداي سبحان فرمايد: بدانيد که مال و فرزندان شما فتنه است، و معني آن اين است که خدا آنان را به مالها و فرزندان مي‏آزمايد تا ناخشنود از روزي وي، و خشنود از آن را آشکار نمايد، و هر چند خدا داناتر از آنهاست بدانها، ليکن براي آنکه کارهايي که مستحق ثواب است از آنچه مستحق عقاب است پديد آيد، چه بعضي پسران را دوست دارند و دختران را ناپسند مي‏شمارند، و بعضي افزايش مال را پسندند و از کاهش آن ناخرسندند. (و اين از تفسيرهاي شگفت است که از او شنيده شده.)


ادامه مطلب...

 
 

2017-07-06

راز و نياز با خدا نيايش در جنگ


ترجمه فارسی نهج البلاغه راز و نياز با خدا
امام عليه‏السلام هنگام برخورد به دشمن و آمادگي به جنگ (با خداوند مناجات و راز و نياز نموده و از او ياري خواسته چنين) مي‏گفت: خدايا به سوي تو دلها ي ما گشوده گشته، و گردنها مان کشيده شده، و چشمها مان باز مانده، و پاها مان براه افتاده، و بدنها مان نزار گرديده است (از غير تو چشم پوشيده و در اطاعت و بندگيت از همه چيز گذشته‏ايم، پس ما را ياري فرما تا رضاء و خشنودي تو را به دست آوريم). خدايا با رفتن پيغمبرت از بين ما دشمني پنهان آشکار گشت، و ديگهاي کينه‏ها به جوش آمد. خدايا از نبودن پيغمبرمان و بسياري دشمنان و پراکندگي خواهشها و انديشه‏هامان به تو شکايت مي‏کنيم (رنجش خود را از اين مردم به تو اظهار مي‏نمائيم تا آنان را به کيفر رساني، پس از اين رو از تو درخواست مي‏کنيم آنچه را که حضرت شعيب بر اثر بدرفتاري امت از تو درخواست نمود و گفت در قرآن کريم س 7 ي 89 است: ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الفاتحين يعني) پروردگار ما بين ما و دشمنانمان بحق حکم فرما (حق و راستي را بين ما نمايان ساز تا ايشان بفهمند کدام يک بر حق مي‏باشيم) و تو بهترين حکم کنندگان هستي (که حق را نمايان مي‏سازي). متن عربی نهج البلاغه ( وَ کانَ عَلَيْهِ السَّلامُ يَقُولُ إِذا لَقِىَ الْعَدُوَّ مُحارِباً ): اللَّهُمَّ إِلَيْکَ ‏أَفْضَتِ‏ الْقُلُوبُ، وَ مُدَّتِ الْأَعْناقُ، وَ شَخَصَتِ الْأَبْصارُ، وَ نُقِلَتِ الْأَقْدامُ، وَ ‏أُنْضِيَتِ‏ الْأَبْدانُ. اللَّهُمَّ قَدْ ‏صَرَّحَ‏ ‏‏مَکْنُونُ‏‏ ‏الشَّنَانِ‏، وَ ‏جاشَتْ‏ ‏مَراجِلُ‏ ‏الْأَضْغانِ‏. اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَيْکَ غَيْبَةَ نَبِيِّنا، وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَ تَشَتُّتَ أَهْوائِنا ‏رَبَّنَا ‏افْتَحْ‏ ‏بَيْنَنا ‏وَ ‏بَيْنَ‏ ‏قَوْمِنا ‏بِالْحَقّ‏ ‏وَ ‏أَنْتَ‏ ‏خَيْرُ ‏الْفاتِحِينَ‏.
ادامه مطلب...

 
 

2017-07-03

يکي از دعاهاي امام (ع)


ترجمه فارسی نهج البلاغه دعائي از آن حضرت
و دعايي از آن حضرت است خدايا! تو به دوستانت از همه بي پژمان‏تري، و براي آنان که به تو توکل کنند از هر کس کاردان تر. بر نهانيهاشان بينايي و به درونهاشان آگاه، و بر مقدار بينش آنان دانا. رازهاشان نزد تو آشکار است، و دلهاشان در حسرت ديدار تو داغدار. اگر غربتشان به وحشت دراندازد، ياد تو آنان را آرام سازد، و اگر مصيبتها بر آنان فرو بارد به تو پناه آرند و روي به درگاه تو دارند، چه مي‏دانند سررشته کارها به دست توست، و از قضايي خيزد که پاي‏بست توست. خدايا! اگر در پرسش خود درمانم يا راه پرسيدن را ندانم، صلاح کارم را به من نما و دلم را بدانچه رستگاري من در آن است متوجه فرما! که چنين کار از راهنماييهاي تو ناشناخته نيست و از کفايتهاي تو ناساخته نه. خدايا! کار مرا به بخشايش خود واگذار، نه به عدلت- اي بخشنده کردگار-. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ دُعاءٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) اللَّهُمَّ إِنَّکَ انَسُ الانِسِينَ لِأَوْلِيائِکَ، وَ أَحْضَرُهُمْ بِالِکْفايَةِ لِلْمُتَوَکِّلِينَ عَلَيْکَ، تُشاهِدُهُمْ فِى سَرائِرِهِمْ، وَ تَطَّلِعُ عَلَيْهِمْ فِى ضَمائِرِهِمْ، وَ تَعْلَمُ مَبْلَغَ بَصائِرِهِمْ، فَأَسْرارُهُمْ لَکَ مَکْشُوفَةٌ، وَ قُلُوبُهُمْ إِلَيْکَ ‏مَلْهُوفَةٌ، إِنْ أَوْ حَشَتْهُمُ الْغُرْبَةُ انَسَهُمْ ذِکْرُکَ، وَ إِنْ صُبَّتْ عَلَيْهِمُ الْمَصائِبُ لَجَأُوا إِلَى الْاِسْتِجارَةِ بِکَ عِلْماً بِأَنَّ أَزِمَّةَ الْأُمُورِ بِيَدِکَ، وَ مَصادِرَها عَنْ قَضائِکَ. اللَّهُمَّ إِنْ ‏فَهِهْتُ‏ عَنْ مَسْأَلَتِى، أَوْ ‏عَمِيتُ‏ عَنْ ‏طَلِبَتِى‏، فَدُلَّنِى عَلى مَصالِحِى، وَ خُذْ بِقَلْبِى إِلى ‏مَراشِدِى‏، فَلَيْسَ ذلِکَ ‏بِنُکْرٍ مِنْ هِداياتِکَ، وَ لا ‏بِبِدْعٍ‏ مِنْ کِفاياتِکَ. اللَّهُمَّ احْمِلْنى عَلى عَفْوِکَ، وَ لا تَحْمِلْنِى عَلى عَدْلِکَ.
ادامه مطلب...

 
 

2017-07-01

درباره تقسيم بيت‏المال


ترجمه فارسی نهج البلاغه درباره تقسيم بيت‏المال
از سخنان آن حضرت عليه‏السلام است در وقتي که از او به تندي پرسيدند که چرا عطا و بخشش (بيت‏المال و صدقات و غنائم) را ميان مردم بالسويه تقسيم مينمايد و اشخاصي را که سبقت در اسلام داشته و (در جنگها حاضر و يا) داراي شرافت و بزرگي بودند برتري نميدهد (سنت و طريقه رسول خدا صلي الله عليه و اله بر اين بود که در تقسيم بيت‏المال ميان مسلمانان فرق نميگذاشت ابوبکر هم در زمان خلافتش بهمان رويه رفتار کرد، ولي چون عمر به خلافت رسيد سنت آن حضرت را تغيير داده بعضي را بر ديگران برتري داد، و عثمان در خلافتش طريقه عمر را بسط داده به دلخواه خود به هر که هر چه ميخواست ميبخشيد، و چون اميرالمومنين عليه‏السلام به خلافت ظاهريه منصوب گرديد به سنت پيغمبر اکرم رفتار نمود، و اين رويه بر خلاف عادت و ميل فتنه‏جويان بود به اين سبب طلحه و زبير نقض بيعت کرده از آن بزرگوار دوري نمودند و جمعي هم به معاويه پيوستند، پس گروهي از اصحاب به خدمت حضرت آمده درخواست نمودند که در تقسيم بيت‏المال بعضي را ترجيح دهد، امام عليه‏السلام فرمود): آيا دستور ميدهيد مرا که ياري بطلبم به ظلم و ستم بر کسيکه زمامدار او شده‏ام؟ (به سنت پيغمبر اکرم رفتار نکرده به زيردستان ستم روا داشته خود را مشمول خشم پروردگار گردانم!) سوگند به خدا اين کار را نميکنم ماداميکه شب و روز دهر مختلف و ستاره‏اي در آسمان (با قوه جاذبه) ستاره‏اي را قصد مينمايد (هرگز چنين نخواهم کرد) اگر بيت‏المال شخص من هم بود آن را بالسويه ميان مسلمانان تقسيم مينمودم، پس چگونه (يکي را بر ديگري امتياز دهم) و حال آنکه مال خدا است (و زيردستان و مستمندان جيره‏خوار او هستند)! پس حضرت عليه‏السلام (در مفاسد بخشيدن بيت‏المال به غير مستحق) فرمود: آگاه باشيد که بخشيدن مال به غير مستحق ناروا و اسراف است (خداوند سبحان در قرآن کريم س 17 ي 26 فرموده: و لاتبذر تبذيرا ي 27 ان المبذرين کانوا اخوان الشياطين يعني اسراف مکن و مال خود را در غير رضاي خدا پراکنده مساز، زيرا اسراف کنندگان برادران و ياران ديوان هستند) و دادن مال به غير مستحق‏دهنده‏اش را در دنيا (بر حسب ظاهر) بلند مرتبه ميگرداند (گيرنده در پيش او براي خوش آمد اظهار کوچکي و فروتني مينمايد) و در آخرت او را پائين مي‏آورد (پست ميسازد چون بيچارگي و عذاب هميشگي را در بر دارد) و در ميان مردم او را گرامي داشته و در نزد خدا خوارش مينمايد (زيرا ارجمند نزد حقتعالي کسي است که به دستور او رفتار نمايد) و هيچ مردي مالش را بيجا صرف نکرد و به غير مستحق نداد مگر آنکه خداوند او را از سپاسگزاري ايشان بازداشت و دوستي آنان براي غير او بود، پس اگر روزي نعل (کفش) او بلغزد (پيش‏آمد بدي براي او رخ دهد) و به ياري و همراهيشان نيازمند باشد آنها بدترين يار و سرزنش کننده‏ترين دوست ميباشند. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) لَمَّا عُوتِبَ عَلى التَّسْوِيَةَ فِى الْعَطاءِ ‏أَتَأمُرُونِّى‏ أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ ‏‏لا‏ ‏‏أَطُورُ‏ ‏‏بِهِ‏‏ ‏‏ما‏ ‏‏سَمَرَ‏ ‏‏سَمِيرٌ‏، ‏وَ ‏ما ‏‏أَمّ‏‏ ‏نَجْمٌ‏ ‏فِى‏ ‏السَّماءِ ‏نَجْماً وَ لَوْ کانَ الْمالُ لِى لَسَّوَيْتُ بَيْنَهُمْ فَکَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمالُ مالُ اللَّهِ، ثُمَّ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: أَلا وَ إِنَّ إِعْطاءَ الْمالِ فِى غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرافٌ، وَ هُوَ يَرْفَعُ صاحِبَهُ فِى الدُّنْيا، وَ يَضَعُهُ فِى الاخِرَةِ، وَ يُکْرِمُهُ فِى النّاسِ، وَ يُهِينُهُ عِندَ اللَّهِ، وَ لَمْ يَضَعِ امْرُؤٌ مالَهُ فِى غَيْرِ حَقِّهِ ‏وَ ‏عِنْدَ ‏غَيْرِ ‏أَهْلِهِ‏ إِلّا حَرَمَهُ اللَّهُ شُکْرَهُمْ، وَ کانَ لِغَيْرِهِ وُدُّهُمْ، فَإِنْ زَلَّتْ بِهِ النَّعْلُ يَوْماً فَاحْتاجَ إِلى مَعُونَتِهِمْ ‏فَشَرُّ ‏‏خَدِينٍ‏‏ ‏و ‏أَلْأَمُ‏ ‏خَلِيلٍ‏.
ادامه مطلب...

 
رپورتاژ
فال حافظ
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
انجام پایان نامه ارشد
معرفی تورهای ارزان شهرهای آنتالیا استانبول و اروپا روسیه
نکاتی در باره کامل بودن تجهیزات تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری گلستان شهرکرد و تور نوروز ۹۶ قشم کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه
فست سئو یعنی استراتژی، نظم و صبر

لینک های مفید
برنامه تمرینی بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | تجهیزات تالار |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ